توضيح سايت استقلال در باره عکس فتوشاپي

 

با گذشت 2 هفته از داربي پايتخت، حواث روي داده در آن بازي هنوز محل مناقشه است و عکس صحنه گل مردود پرسپوليس همچنان خبرساز است!

سایت رسمی باشگاه استقلال درباره عکس صحنه گل پرسپولیس در دربی که در روزنامه استقلال جوان چاپ شده بود، توضیحاتی ارائه کرد: "هرچند در برنامه اخير 90، دکتر فتح‌اله‌زاده مديريت باشگاه استقلال توضيحات کاملي را پيرامون شبه عده‌اي مبني بر فتوشاپی بودن عکس صفحه نخست روزنامه استقلال جوان داد وليکن ظاهرا اين مساله تبديل به استفاده ابزاري براي برخي از عزيزان شده است. اولاً همچنان ثابت نشده است که عکس مورد نظر فتوشاپی بوده است يا خير! ثانياً اگر هم چنين موردي اثبات شود،‌اين مساله ارتباطي به روزنامه استقلال جوان و باشگاه استقلال ندارد چرا که اين عکس برگرفته شده از دو سايت رسمي کشور است و باشگاه استقلال و روزنامه استقلال جوان در آن دخل و تصرفي نداشته‌اند.

در ضمن علي دايي مورد احترام باشگاه استقلال است ولي نبايد فراموش کرد ايشان نيز با لحاظ اشتباهات داوري قهرمان ايران شدند و اشتباهات داوري جزء لاينفک فوتبال است ضمن آنکه در سال جاري هرگز اشتباهات داوري به سود استقلال نبوده و اگر هم مساله‌اي بوده مورد اجماع کليه کارشناسان داوري نبوده است".




ادامه مطلب
2017-07-25 |

 

 

وزیر دفاع: قادر به دفع حملات احتمالی از اقیانوس هند هستیم

 

 

 

وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح از تولید ناوشکن های جدید خبر داد و گفت: پس از ساخت و به آب اندازی ناوشکن جماران در خلیج فارس، تولید ناوشکن های جدید و مدرن در دستور کار قرار گرفته و چندین فروند دیگر از این شناورهای رزمی در آینده ای نزدیک به نیروهای دریایی خواهند پیوست.

 

احمد وحیدی در گفت و گو با خبرنگار عصرایران در پاسخ به این سوال که "اگر نیروهای آمریکایی به جای حمله احتمالی به ایران از خلیج فارس، نیروهای خود را در اقیانوس هند مستقر کنند و از آنجا به کشورمان حملات موشکی کنند چه خواهید کرد؟" گفت: ما در شرایط کنونی از جانب اقیانوس هند تهدید نمی شویم با این حال، تدابیر لازم را برای مقابله با هرگونه تهدیدی از اقیانوس هند را اندیشیده و امکانات لازم را برای عملیاتی کردن این دفاع فرامنطقه ای را نیز فراهم کرده ایم.

وزیر دفاع درباره استراتژی دفاعی ایران در آبهای دریای خزر نیز تنها به یک جمله کوتاه بسنده کرد و گفت: ما بر این نکته تاکید می کنیم که خزر غیرنظامی است و باید غیرنظامی هم باقی بماند.../عصرایران




ادامه مطلب
2017-07-22 |

 

علت دردهای زیر شکمی چیست؟

 

درد لگن به دردهای زیر شکم و ناف گفته میشود که میتواند با دامنه بسیار وسیعی همراه باشد. این درد ممکن است یکی از علائم بارداری و یا اختلالات گوارشی همانند سندرم روده تحریک پذیر باشد.

درد لگن به دردهای زیر شکم و ناف گفته میشود که میتواند با دامنه بسیار وسیعی همراه باشد. این درد ممکن است یکی از علائم بارداری و یا اختلالات گوارشی همانند سندرم روده تحریک پذیر باشد.در زیر به مواردی که ممکن است منجر به این نوع درد شود اشاره میکنیم :

1. یکی از این موارد میتواند درد آپاندیس باشد که در سمت راست اتفاق می افتد و بسیار شدید است .با پاره شدن آن و گسترش عفونت د ر داخل شکم میتواند حیات فرد را تحت تاثیر قرار دهد .

 

2. سندرم روده تحریک پذیر که اختلال مزمن دستگاه گوارش است , باعث بروز مکرر درد شکم گرفتگی نفخ و اسهال و یبوست میشود .پزشکان دلیل اصلی بروز این مشکل را هنوز درنیافته اند اما برای کنترل آن پیشنهادهایی نظیر تغییرات در رژیم غذایی مدیریت استرس و درمان برای اسهال و ییبوست داده اند.


3. ممکن است در دوره تخمک گذای خود قرار گرفته باشید که گاهی به دلیل تحریک دیواره شکم در اواسط چرخه این درد بوجود آید که البته مضر نیست و طی چند ساعت از بین میرود.


4. گاهی سندرم قبل از قاعدگی میتواند باعث انقباض در عضلات شکم ,کمر درد و سر درد ،حساسیت در پستان ها و اکنه در پوست و تغییرات هورمونی شود عدم ورزش و کمبود ویتامین این علائم را بدتر میکند .در صورت بروز دردهای شدید با مشورت یک پزشک دارو مصرف کنید.


5. هر ماه رحم یک پوشش اندومتر میسازد جایی که جنین بتواند رشد کند .در دوره قاعدگی این بافت منجر به بروز دردهایی در پائین شکم و پشت میشود .


6. یک مورد اورژانسی که بسیار سریع باید درمان شود بارداری خارج از رحم است که با علائمی نظیر درد شدید لگن , خونریزی واژینال , تهوع , سرگیجه و گرفتگی عضلات همراه است.


7. یکی دیگر از دلایل جدی بیماری التهاب لگن است که میتواند صدمه جدی به رحم تخمدان بزند و علائم شایع آن تب درد شکم و ترشحات غیر طبیعی واژن و درد در هنگام رابطه جنسی است و البته با مشورت پزشک و مصرف انتی بیوتیک درمان مشود.


8. کیست تخمدان از دیگر عوامل بروز درد در ناحیه پائین ناف و لگن میشود .کیست های بزرگ ممکن است درد لگن را افزایش دهند و شما را به تکرر ادرار مبتلا کنند .


9. فیبروئید هایی که در دیواره رحم رشد میکنند و گاهی با نام تومورلیفی نامیده میشوند هم باعث بروز اینگونه دردها هستند که البته سرطانی نیستند .برخی از زنان ممکن است فشار در شکم خود احساس کنند یا درد در کمر و رابطه های جنسی دردناک را تجربه کنند


10. در برخی از زنان بافت آندومتر در خارج از رحم رشد میکند و زمانیکه به حداکثر رسید به دلیل اینکه راه خروج نمی یابد باعث درد میشود.


11. عفونت ادرار مشکل شایعی است که در بسیاری از زنان رخ داده است و الته تا جاییکه به کلیه ها گسترش نیافته است مورد خطرناکی نیست .نشانه های عفونت کلیه ها تب ، تهوع استفراغ و درد در قسمت پائینی کمر است.


12. سنگ کلیه از دانه های نمک و مواد معدنی موجود در ادرار تولید میشود . میتواند به اندازه یک دانه شنی و یا بزرگتر باشد و باعث بروز درد در شکم خونی شدن ادرار میشود.


13. یکی دیگر از دردهای مزمن مربوط به التهاب مثانه است که منجر به فشار بالا در ناحیه تناسلی ، دفع دردناک ادرار و درد در هنگام رابطه جنسی میشود.


14. درد لگن نشانه هشدار دهنده ای برای بیماری های مقاربتی است که موجب خونریزی میان دوره ای , دفع دردناک ادرار و درد در لگن میشود.


15. اگر قبلا جراحی نظیر برداشتن آپاندیس و یا سزارین داشته اید احتمال بروز این درد در شما افزایش میابد.

منبع:salamatnews.com




ادامه مطلب
2017-07-20 |

 

 

دختر۱۷ ساله، خرس ۲۰۰ كیلوگرمی را از پای در آورد

 

یك نوجوان ۱۷ ساله اهل ایالت میشیگان ایالات متحده آمریكا با استفاده از تیر و كمان یك خرس ۲۰۰ كیلوگرمیرا از پا در آورد.

  

«جسیكا اولم استید» ۱۷ ساله كه دانش آموز دبیرستان است، در مصاحبه ای با رسانه های دولتی آمریكا، تصریح كرد: یك ماه است كه در یك مسافرت شكاری هستیم. روز گذشته هنگامی كه به تنهایی در حال گردش بودم تا شكاری برای خود پیدا كنم، با یك خرس قهوه ای مواجه شدم. ابتدا ترسیدم؛ چرا كه خرس بسیار بزرگ و تنومند بود.  

 

این دختر نوجوان ادامه داد: تیر و كمان خود را در آوردم و از فاصله ۱۴ متری به او تیری پرتاب كردم. با كمال تعجب و در عین خوشحالی متوجه شدم تیرم به هدف برخورد كرده و من موفق شدم خرس قهوه ای را از پا در آورم.  

 

«تیم اولم استید» پدر این دختر نوجوان در مصاحبه ای با خبرگزاری آسوشیتدپرس، اضافه كرد: من خودم معلم شكار هستم و در ۳۰ سال كارم چنین ماجرایی عجیب را تجربه نكردم.دخترم واقعا شجاعت به خرج داده است؛ چرا كه خرس شكار شده ۲۰۰ كیلوگرم وزن داشت.




ادامه مطلب
2017-07-18 |

 

ورزش شدید باعث کاهش حافظه می شود

 

مراحل

1. احساساتتان را بشناسید. میلیون ها راه برای احساس کردن وجود دارد اما دانشمندان احساسات انسانها را به چند احساس اصلی تقسیم بندی کرده اند: لذت، پذیرش، ترس، تعجب، ناراحتی، تنفر، عصبانیت و پیشبینی. انجمن تشخیص و آمار روانشناسی امریکا مهمترین احساساتی که بیشترین مشکل را برای ما ایجاد می کنند را این احساسات برشمرده اند: عصبانیت، ترس، اضطراب و افسردگی.

 

2. بدانید که احساسات مرموزانه و از غیب ظاهر نمی شوند. بسیاری اوقات ما در سطح ناخودآگاهمان تحت مرحمت احساساتمان هستیم. با شناخت احساساتمان در سطح خودآگاه بهتر می توانیم آنها را کنترل کنیم. بدترین کاری که می توانید بکنید این است که احساساتتان را نادیده بگیرید یا سرکوب کنید چون حتماً می دانید که اگر اینکار را بکنید این احساسات بدتر شده و بعدها فوران می کنند. در طول روز از خودتان بپرسید، "الان چه احساسی دارم؟" اگر می توانید دفترچه ای برای یادداشت احساساتتان داشته باشید. وقتی احساس افسردگی می کنید، مکث کنید و موقعیتی که این احساس را در شما ایجاد کرده بررسی کنید. به احساستان از 1 تا 100 نمره بدهید طوریکه عدد 1 کمترین شدت و عدد 100 بالاترین شدت را نشان دهد.

 

3. ببینید در آن زمان چه فکری از سرتان می گذشته است. مکث کنید و ببینید به چه چیز فکر می کردید و تا زمانیکه نفهمیدید چه فکری آن احساس را در شما ایجاد کرده دست برندارید. مثلاً ممکن است رئیستان بدون اینکه حتی متوجه باشد موقع ناهار به شما نگاه نکرده باشد و این فکر در ذهن شما ایجاد می شود که، "او آماده است که من را اخراج کند!"

 

4. حادثه ای که آن فکری که احساس مورد نظر را ایجاد کرده تایید می کند را روی کاغذ بیاورید. بعنوان مثال، ممکن است حرفی از دهانتان خارج شده باشد که او را عصبانی کرده باشد و جمع و جور کردن آن دیگر ممکن نباشد.

 

5. حادثه ای که مخالف آن فکر است را نیز بنویسید. اگر فکر کنید می فهمید که ازآنجاکه هیچ کس نمی تواند به خوبی با این رئیس راه بیاید، به همین خاطر نمی تواند کسی را اخراج کند چون تعداد کارمندان همین حالا هم کم هستند.

 

6. از خودتان بپرسید، "راه دیگری که منطقی تر و متعادل تر از این رویکرد باشد برای دیدن این موقعیت وجود دارد؟" با در نظر گرفتن این دلیل جدید می توانید نتیجه بگیرید که با وجود عصبانیت رئیس، کارتان کاملاً در امنیت است. البته ممکن است هنوز کار یا رئیستان را دوست نداشته باشید و بخواهید که دنبال کار دیگری بگردید. اما حداقل می توانید برای پیدا کردن یک کار بهتر به خوبی وقت بگذارید و نیازی نیست نگران بیکاری باشید.

 

7. انتخاب های مختلف را در نظر بگیرید. وقتی احساسی را شناسایی کردید، به حداقل دو راه برای واکنش دادن به آن فکر کنید. وقتی تصور کنید که فقط یک راه برای واکنش دادن وجود دارد، احساساتتان کنترل شما را به دست می گیرند. همیشه انتخاب های مختلفی پیش رویتان است. بعنوان مثال، اگر کسی اذیتتان می کند و شما عصبانی می شوید، واکنش فوری شما می تواند این باشد که شما هم او را اذیت کنید اما صرفنظر از اینکه آن احساس چه باشد، همیشه حداقل دو جایگزین دیگر هم دارید:

* هیچ عکس العملی نشان ندهید. اما اگر اینکار را می کنید باید شناسایی احساستان را ادامه دهید. فقط به این خاطر که به یک احساس واکنش نمی دهید به این معنا نیست که آن احساس وجود ندارد. اگر انتخاب می کنید که هیچ عکس العملی نشان ندهید، باید حتماً به خاطر یک دلیل باشد (همانطور که در مورد بعد توضیح داده خواهد شد) نه به خاطر اینکه ترس از روبه رو شدن.

 

* عکس کاری که معمولاً انجام می دهید را انجام دهید.

 

8. انتخاب کنید. حالا که انتخاب های مختلفی پیش رویتان است، وارد عمل شوید:

* اصول - می خواهید چه کسی باشید؟ اصول اخلاقی شما چیست؟ می خواهید نتیجه این موقعیت چه باشد؟ و آخر اینکه کدام تصمیم بیشتر باعث افتخارتان خواهد بود؟ اینجاست که راهنمایی های مذهبی برای خیلی افراد وارد کار می شوند.

* منطق - چه راهکاری نتیجه دلخواهتان را می دهد؟ بعنوان مثال، اگر با یک دعوای خیابانی مواجه شده اید و می خواهید که راهکار صلحطلبانه را پیش بگیرید، می توانید از آن گذر کنید اما این احمال وجود دارد که اگر رویتان را برگردانید طرف مقابل عصبانی تر شود. شاید بهتر باشد که عذرخواهی کنید و اجازه بدهید تا زمانیکه آرامتر شود حرفهایش را بزند.

 

9. نگرشتان را تغییر دهید. مراحل بالا نشان می دهد که چطور اجازه ندهید احساساتتان رفتار شما را کنترل کند اما نشان نمی دهد که چطور خودِ آن احساسات را تغییر دهید. اگر می خواهید احساساتتان را کنترل کنید باید نگرشتان به دنیا را عوض کنید. اگر یاد بگیرید که چطور خوشبین باشید، خواهید دید که احساسات منفی کمتر به سراغتان می آیند. حتی می توانید مستقیماً خیلی از اعتقادات اصلی خودتان که افکار ناراحت کننده و منفی برایتان ایجاد می کنند را از بین ببرید. می توانید با بحث های درونی از شر این ایده های ازاردهنده خلاص شوید. در زیر به چند نمونه از این افکار و اعتقادات ناراحت کننده اشاره می کنیم:

* برای اینکه فردی باارزش باشم باید در همه جنبه ها فردی کامل باشم. هیچ کس نمی تواند در همه چیز کامل باشد. اما اگر باور داشته باشید که اگر کامل نباشید فردی شکست خورده هستید فقط تا آخر عمر خودتان را بدبخت می کنید.

* باید همه کسانیکه برایم مهم هستند دوستم داشته باشند و قبولم کنند. گاهی اوقات نمی توانید از دشمن سازی برای خودتان جلوگیری کنید. خیلی ها هستند که با همه بدرفتار هستند. اما نمی توانید برای راضی نگه داشتن آنها زندگی را به خودتان زهر کنید.

* وقتی مردم غیرمنصفانه رفتار می کنند به خاطر بدجنسیشان است. اکثر کسانی که با شما غیرمنصفانه رفتار می کنند دوستان و خانواده ای دارند که عاشقشان هستند. همه انسانها ترکیبی از خوبی و بدی هستند.

* خیلی احساس بدی است وقتی ناامیدم، با من بد رفتار می کنند یا نادیده ام می گیرند. برخی افراد این حس را دارند که به خاطر اینکه نمی توانند کوچکترین ناامیدی را تحمل کنند، همیشه شغلشان را از دست می دهند یا روابطشان به خطر می افتد.

* بدبختی از نیروهای خارجی ناشی می شود که کاری برای تغییر آن از دستم برنمی آید. خیلی از زندانیان وضعیتشان را گردن قضا و قدر می اندازند و می گویند که نقشی در آن نداشته اند.

* اگر چیزی خطرناک یا ترسناک است باید نگران آن باشم. خیلی ها باور دارند که نگران بودن به دور شدن مشکلات کمک می کند.

* خودداری از مواجهه با سختی ها و مسئولیت ها ساده تر از روبه رو شدن با آنهاست. حتی تجربیات دردناک هم اگر با آنها روبه رو شوید می تواند پایه ای برای یادگیری و رشد شما در آینده باشد.

* به خاطر اینکه اتفاقات گذشته زندگی من را کنترل کرده، حال و آینده ام هم باید همینطور باشد. اگر این واقعاً صحت داشت به این معنا بود که ما زندانیان گذشته مان هستیم و تغییر غیرممکن است. اما انسانها همیشه در حال تغییرند و بعضی وقت ها این تغییرات چشمگیر است.

* وقتی کارها آنطور که می خواهم پیش نمی رود خیلی بد است. آیا می توانستید روند زندگیتان را پیشبینی کنید؟ مطمئناً نه. به همین خاطر نمی توانید پیشبینی کنید که کارها آنطور که شما می خواهید پیش خواهند رفت یا نه.

* فقط با لذت بردن و خوش گذراندن و تفکر هرچه پیش آید خوش آید می توانم فرد خوشبختی باشم. اگر این درست بود تقریباً همه آدم های پولدار بازنشسته هیچ کاری نمی کردند. اما درعوض می بینید که همه آنها از چالش های جدید بعنوان راهی برای رشد بیشتر استفاده می کنند.

 

نکات

یادبگیرید که از انحرافات شناختی که باعث می شود همه چیز بدتر از آن چیزی که هست به نظر برسد دوری کنید. اکثر ما این را شنیده ایم که می گویند نیمه پر لیوان را ببینید. اما وقتی قدرت درکتان منحرف می شود، فقط نیمه خالی لیوان را می بینید. در زیر به چند نمونه اشاره می کنیم:

*تفکر هیچ چیز یا همه چیز. همه چیز یا خوب است یا بد و هیچ چیز بین این دو وجود ندارد. اگر شما کامل نیستید پس کاملاً شکست خورده هستید.

* تعمیم افراطی. یک اتفاق بد موجب یک سلسله اتفاقات بد می شود.

* فیلتر ذهنی. یک چیز منفی همه چیز را منفی می کند. خیلی وقت ها وقتی افسرده اید نیمه خالی لیوان را می بینید.

* مردود کردن جنبه مثبت. اگر کسی نظر مثبتی نسبت به شما ابراز می کند به حساب نمی آید. اما اگر کسی چیز بدی درموردتان بگوید "همیشه می دانستید".

*نتیجه گیری سریع. بااینکه هیچ واقعیت قطعی وجود ندارد که نتیجه گیری شما را تایید کند، یک تفسیر و نتیجه گیری منفی می کنید.

* خواندن ذهن. فکر می کنید که کسی به شما بی احترامی می کند و برای مطمئن شدن از آن تلاشی نمی کنید. فقط تصور می کنید که اینطور است.

* اشتباه طالع بینی. فکر می کنید که همه چیز بد پیش خواهد رفت و خودتان را قانع می کنید که این حقیقت دارد.

* بزرگسازی و کوچکسازی. تصور کنید که با یک دوربین به خودتان یا کسی دیگر نگاه می کنید. ممکن است تصور کنید که اشتباهی که انجام داده اید یا موفقیت کسی دیگر مهمتر از آن چیزی است که هست. حالا تصور کنید که دوربین را برمی گردانید و از آن سر دوربین به همان چیزها نگاه می کنید. کاری که انجام داده اید ممکن است کم اهمیت تر از آنچه که بوده جلوه کند و اشتباه کسی دیگر کم اهمیت تر از آنچه که هست به نظر برسد.

* استدلال احساسی. تصور می کنید که احساسات منفی شما منعکس کننده واقعیت امر است: "من اینطور حس می کنم پس باید واقعیت داشته باشد."

* بایدها. تلاش می کنید که به خودتان برای کاری انگیزه بدهید. باید اینکار را بکنی. حتماً اینکار را بکن و امثال آن. اینکار باعث نمی شود که علاقه ای برای انجام آن پیدا کنید فقط باعث می شود احساس گناه کنید. وقتی این بایدها را برای بقیه به کار ببرید احساس عصبانیت، دلسردی و خشم خواهید کرد.

* برچسب زدن. این یک نوع حاد از تعمیم افراطی است. وقتی که اشتباهی مرتکب می شوید به خودتان برچسب می زنید، مثل، "من یک بازنده هسنم". وقتی رفتار اشتباه فردی دیگر شما را ناراحت می کند باز یک برچسب منفی به او می چسبانید.

* به خود گرفتن. تصور می کنید که شما علت اتفاقات بد هستید درحالیکه هیچ تقصیری متوجه شما نبوده است.

 




ادامه مطلب
2017-07-15 |

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه و كان ‌من‌ دعائه عليه السلام ‌فى‌ الرضا اذا نظر الى اهل الدنيا   بود ‌از‌ دعاى ‌آن‌ امام عاليمقام ‌در‌ رضا ‌به‌ حكم خدا ‌در‌ زمانى ‌كه‌ نظر ‌مى‌ نمود ‌به‌ سوى اهل دنيا.   يكى ‌از‌ امتحانات ‌و‌ ابتلائات بزرگ ‌آن‌ است ‌كه‌ انسان ‌در‌ خود فقد اسباب ببيند ‌و‌ ‌در‌ ديگرى جمع ‌آن‌ گاهى خواهد موجب كفر ‌او‌ ‌شد‌ چنانچه خود مشاهده نمودم ‌در‌ بعضى ‌از‌ ابناء دنيا ‌كه‌ نفى حكمت ‌و‌ مصلحت ‌از‌ خدا ‌مى‌ نمايند ‌از‌ بابت فقدان خود ‌و‌ جمع ‌در‌ ديگرى هميشه انسان بدون ‌و‌ پست ‌تر‌ ‌از‌ خود ملاحظه نمايد ‌نه‌ ‌به‌ فوق خود اگر نظر ‌به‌ فوق خود نمايد طريقى نكند ‌كه‌ كافر شود بلكه خدا ‌را‌ قاسم عدل بداند ‌كه‌ ‌هر‌ ‌كه‌ ‌را‌ ‌به‌ حسب استعداد ‌و‌ صلاح ‌او‌ معيشت ‌و‌ روزى دهد پناه ‌مى‌ برم ‌به‌ خدا ‌از‌ افتتان ‌به‌ دنيا.   سليمان ‌بن‌ داود ‌به‌ نمله فرمود: چرا امر نمودى ‌به‌ موران ‌كه‌ داخل خانه هاى خود شوند خوف ‌از‌ اينكه زيردست ‌و‌ پاى اسبان پايمال نشوند، ‌و‌ حال آنكه ‌من‌ ظالم نيستم؟   عرض نمود: امر نمودم خوف ‌از‌ ‌آن‌ ‌كه‌ شايد جلال ‌و‌ سلطنت ‌تو‌ ‌را‌ ببينند  
مفتون ‌به‌ دنيا شوند.  
رضى: احتمال تميز ‌و‌ حال ‌و‌ مفعول له ‌و‌ مفعول مطلق ‌هر‌ ‌يك‌ دارد.   يعنى: ‌از‌ حيث رضاى ‌من‌ ‌به‌ حكم خدا، ‌يا‌ اينكه حال كونيكه ‌من‌ راضيم ‌يا‌ ‌به‌ علت رضاى من، ‌يا‌ اينكه راضى ‌مى‌ شوم راضى شدنى ‌به‌ حكم خدا.   قوله: اخذ ‌دو‌ احتمال دارد ‌يا‌ ‌به‌ معنى ايجاب ‌و‌ الزام ‌يا‌ ‌به‌ معنى فعل ‌و‌ جاى آوردن زيرا ‌كه‌ بالفضل ‌يا‌ ‌به‌ معنى تفضل بعض ‌بر‌ بعض است ‌يا‌ ‌به‌ معنى تفضل خود ‌بر‌ عامه ‌ى‌ ناس بنابر اول يعنى واجب نموده است ‌بر‌ جميع خلق خود ‌بر‌ تفضل ‌و‌ احسان بعضى ‌بر‌ بعضى، بنابر ثانى جاى آورده است ‌بر‌ جميع خلق خود ‌به‌ احسان خود.  
افتتان: امتحان.   اغماط: حقير شمردن.   يعنى: ‌در‌ فتنه مينداز مرا ‌به‌ آنچه داده ‌ى‌ ايشان ‌را‌ ‌به‌ آنچه منع نمودى مرا ‌تا‌ اينكه حسد ببرم ‌بر‌ بندگان ‌تو‌ ‌و‌ خوار شمارم حكم ‌تو‌ را.  
يعنى: نفس مرا خوش ‌كن‌ ‌و‌ شرح بده صدر مرا ‌كه‌ راضى شوم.  
اوفر: يعنى زيادتر.   خولتنى: ‌اى‌ اعطيتنى.   يعنى: بگردان ‌تو‌ شكر مرا ‌از‌ براى ‌تو‌ ‌بر‌ چيزهائيكه ‌بر‌ ‌من‌ باز داشته ‌ى‌ زيادتر ‌از‌ ثناء نمودن ‌من‌ ‌تو‌ ‌را‌ ‌بر‌ چيزهائيكه ‌بر‌ ‌من‌ داده ‌ى‌ يعنى ‌بر‌ فقر خود خوشحالتر باشم ‌از‌ غناء.   بدانكه انسان بايد راضى باشد ‌به‌ رضاء خدا ‌پس‌ دادن فقر ‌و‌ ندادن غناء ‌هر‌ ‌دو‌ نعمت است زيرا ‌كه‌ اگر عكس ‌در‌ ‌حق‌ ‌او‌ جاى آورده شود ‌هم‌ غناء ‌در‌ ‌حق‌ ‌او‌ مفسده است ‌و‌ ‌هم‌ ندادن فقر ‌پس‌ بنابر فرض اول ‌هر‌ ‌دو‌ ‌را‌ بايد شكر نمود لكن امام (ع) عرض كند: ‌كه‌ توفيق ‌ده‌ مرا ‌كه‌ شكر ‌آن‌ امرى ‌كه‌ ‌از‌ ‌من‌ صرف شده است زياده نمايم علت ‌آن‌ است ‌كه‌ چون ‌او‌ عدمست ‌و‌ نفس ‌به‌ حسب ذات خود مايل ‌به‌ ‌او‌ نيست ‌و‌ لذا عرض كند ‌كه‌ توفيق ‌ده‌ مرا ‌كه‌ ‌بر‌ ‌آن‌ زياده شكر نمايم ‌مى‌ شود گفت ‌هر‌ ‌دو‌ نعمت هستند لكن ‌آن‌ دفع مفسده است ‌به‌ شكر اولى است ‌از‌ جلب منفعت ‌و‌ خود منفعت.  
عدم: فقر ‌و‌ فاقه.   حساسه: پستى.   ثروه: توانگرى.   بدانكه غالب نفوس رذيله گمان ‌آن‌ دارند ‌كه‌ بروز صفت غنا ‌در‌ انسان علامت خوبى ‌او‌ است ‌و‌ فقر علامتى است ‌از‌ بدى او، ‌يا‌ اينكه ‌مى‌ شود ‌كه‌ ‌در‌  
عدم: فقر ‌و‌ فاقه.   حساسه: پستى.   ثروه: توانگرى.   بدانكه غالب نفوس رذيله گمان ‌آن‌ دارند ‌كه‌ بروز صفت غنا ‌در‌ انسان علامت خوبى ‌او‌ است ‌و‌ فقر علامتى است ‌از‌ بدى او، ‌يا‌ اينكه ‌مى‌ شود ‌كه‌ ‌در‌  
واقع خلاف ‌آن‌ باشد ‌پس‌ عرض كند امام ‌به‌ خدا ‌كه‌ توفيق بده مرا ‌كه‌ حفظ نمايم خود ‌را‌ ‌از‌ اين گمان ‌و‌ علت آورد ‌بر‌ اين مطلب ‌كه‌ فقر ‌و‌ غناء علامت خوبى ‌و‌ بدى نيست بلكه طاعت ‌و‌ مخالفت آنها ‌دو‌ سببند ‌از‌ براى آن.   مراد امام ‌به‌ عزت ‌و‌ ثروت ‌نه‌ عزت ‌و‌ غناى ظاهرى است بلكه عبادت ‌و‌ طاعت است ‌به‌ قرينه ‌ى‌ آنكه ‌مى‌ گويد: ثروتى ‌كه‌ فانى نشود ‌و‌ عزتى ‌كه‌ نابود ‌و‌ نيست نشود.   قوله: اسرحنا يعنى بفرست ‌ما‌ ‌را‌ ‌و‌ راه نما ‌ما‌ ‌را‌ ‌در‌ ملك هميشگى يعنى بهشت.   واحدى يعنى شريك ندارى، احدى يعنى مركب نيستى.  
واقع خلاف ‌آن‌ باشد ‌پس‌ عرض كند امام ‌به‌ خدا ‌كه‌ توفيق بده مرا ‌كه‌ حفظ نمايم خود ‌را‌ ‌از‌ اين گمان ‌و‌ علت آورد ‌بر‌ اين مطلب ‌كه‌ فقر ‌و‌ غناء علامت خوبى ‌و‌ بدى نيست بلكه طاعت ‌و‌ مخالفت آنها ‌دو‌ سببند ‌از‌ براى آن.   مراد امام ‌به‌ عزت ‌و‌ ثروت ‌نه‌ عزت ‌و‌ غناى ظاهرى است بلكه عبادت ‌و‌ طاعت است ‌به‌ قرينه ‌ى‌ آنكه ‌مى‌ گويد: ثروتى ‌كه‌ فانى نشود ‌و‌ عزتى ‌كه‌ نابود ‌و‌ نيست نشود.   قوله: اسرحنا يعنى بفرست ‌ما‌ ‌را‌ ‌و‌ راه نما ‌ما‌ ‌را‌ ‌در‌ ملك هميشگى يعنى بهشت.   واحدى يعنى شريك ندارى، احدى يعنى مركب نيستى.  

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه


ادامه مطلب
2017-07-13 |

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه و كان من‌ دعائه عليه السلام اذا ابتلى ‌و‌ راى مبتلى بفضيحه بذنب دعاى سى ‌و‌ چهارم كه‌ حضرت سيدالساجدين مى خوانده اند هر‌ گاه مبتلا شدندى به‌ بليه اى يا‌ ديدى كسى را‌ كه‌ مبتلا بودى به‌ رسوايى كه‌ موجب ذنب ‌و‌ گناه ‌آن بودى.
«اللهم لك الحمد على سترك بعد علمك». «ستر» به‌ فتح سين ‌و‌ كسر ‌آن در‌ اين مقام روايت شده. اول به‌ معنى مصدر است، ‌و‌ ثانى به‌ معنى ما‌ يستر به. يعنى: بار خدايا، مر توراست سپاس ‌و‌ ستايش بر‌ پوشانيدن تو‌ قبايح اعمال ما‌ را‌ - يا: بر‌ آنچه پوشانيدى به‌ آن، قبايح اعمال ما‌ را- بعد از‌ علم تو‌ به‌ آن- تا‌ مطلع نشوند به‌ ‌آن ملائكه. چه، در‌ آثار مروى است از‌ حضرت صادق عليه السلام كه: هيچ مومنى نيست الا آنكه او‌ را‌ مثالى است در‌ عرش كه‌ هر‌ گاه ‌آن مومن مشغول گردد به‌ اعمال صالحه از‌ نماز ‌و‌ ركوع ‌و‌ سجود ‌و‌ غير آن، مثال او‌ نيز مثل ‌آن افعال به‌ جاى آورد. ‌و‌ چون مثال او‌ قيام به‌ ‌آن افعال نمايد، ملائكه به‌ جهت ‌آن بنده ‌ى‌ مومن استغفار نمايند. ‌و‌ هر‌ گاه مشغول شود ‌آن مومن به‌
معصيتى از‌ معاصى، خداى تعالى پرده اى بيندازد ميان مثال ‌آن مومن ‌و‌ ميان ملائكه كه‌ مطلع نگردند بر‌ قبايح اعمال ‌آن بنده. «و معافاتك بعد خبرك». عافاه الله ‌و‌ اعفاه بمعنى. (و الاسم: العافيه،) ‌و‌ هى دفاع الله عن العبد. الخبر- بضم الخاء- هو الاسم بمعنى العلم. يقال: خبر الامر: علمه. ‌و‌ الاسم: الخبر- بالضم- ‌و‌ هو العلم بالشى ء. قاله فى الصحاح. (يعنى:) ‌و‌ بر‌ عفو نمودن تو‌ بعد از‌ دانستن تو- به‌ اعمال ناشايسته ‌ى‌ ما. «و كلنا قد اقترف العايبه فلم تشهره». فى نسخه الاصل لام «كلنا» مفتوح. ‌و‌ الصواب ضمه بالابتداء. ‌و‌ خبره جمله «اقترف». ‌و‌ منهم من‌ قال فى توجيه النصب ان‌ يجعله منصوبا بفعل يفسره «تشهره»، من‌ قبيل (و القمر قدرناه). ‌و‌ لا‌ يخفى ما‌ فيه، لمكان «قد» ‌و‌ الفاء فى «فلم». فليتامل. ‌و‌ اقترف: اى: اكتسب. ‌و‌ العايبه: ما‌ يعاب عليه. يعنى: همه ‌ى‌ ما‌ اكتساب نموده ايم چيزهايى كه‌ عيب كرده مى شود بر‌ ‌آن چيزها، پس‌ تو‌ آشكارا نكردى ‌و‌ شهرت ندادى ‌آن را. «و ارتكب الفاحشه فلم تفضحه». ‌و‌ ارتكاب نموده ايم اعمال ناشايسته را‌ ‌و‌ تو‌ رسوا نساخته اى ‌آن را. «و تستر بالمساوى. فلم تدلل عليه».
«تستر»- على صيغه تفعل- فعل ماضى من‌ باب التفعل. ‌و‌ المساوى ‌و‌ المقابح ‌و‌ المعايب ‌و‌ الممادح ‌و‌ المحاسن مجموع لا‌ واحد لها من‌ لفظها. يعنى: ‌و‌ در‌ پرده ‌و‌ پوشيده ‌و‌ پنهان اتيان نموده اند به‌ مقابح ‌و‌ بديها ‌و‌ معايب، پس‌ تو‌ راه ننمودى كسى را‌ بر‌ آن.
«كم نهى لك- يا‌ الهى- قد اتيناه، ‌و‌ امر قد وقفتنا عليه فتعديناه». لفظه «كم» خبريه بمعنى كثير. ‌و‌ «نهى» مجرور على التميز بمعنى منهى. ‌و‌ «وقفتنا عليه»، اى: اطلعتنا. يقال: وقفته على ذنبه، اى: اطلعته عليه. قاله الجوهرى فى الصحاح. يعنى: بسيار نهى كرده شده ‌ى‌ تو‌ را- اى خداوند من- ‌و‌ ما‌ اتيان نموده ايم به‌ آن. ‌و‌ بسيار مامورى را‌ كه‌ واقف ساخته ‌و‌ مطلع گردانيده اى ما‌ را‌ بر‌ آن، پس‌ ما‌ تعدى ‌و‌ تجاوز نموده ايم ‌آن را. «و سيئه اكتسبناها، ‌و‌ خطيئه ارتكبناها، كنت المطلع عليها دون الناظرين، ‌و‌ القادر على اعلانها فوق القادرين». ‌و‌ بسيار سيئه ‌و‌ بدى كه‌ اكتساب نموده ايم ‌آن را‌ ‌و‌ بسيار خطيئه ‌و‌ گناهى كه‌ ارتكاب نموده ايم ‌آن را‌ كه‌ تو‌ مطلع بوده اى بر‌ ‌آن نه نظر كنندگان ديگر غير تو‌ ، ‌و‌ توانا بودى بر‌ آشكار كردن ‌آن برتر از‌ توانايان ديگر. «كانت عافيتك لنا حجابا دون ابصارهم، ‌و‌ ردما دون اسماعهم».
الردم: السد. يقال: ردمت الثلمه اردمها- بالكسر- ردما، اى: سددتها. ‌و‌ الردم ايضا اسم ‌و‌ هو السد. قاله الجوهرى. يعنى: هست عافيت تو‌ ما‌ را‌ پرده اى پيش چشمهاى ايشان كه‌ نبينند ‌آن را، ‌و‌ سدى پيش گوشهاى ايشان كه‌ نشنوند ‌آن را.
فاجعل ما‌ سترت من‌ العوره، ‌و‌ اخفيت من‌ الدخيله واعظا لنا ‌و‌ زاجرا عن سوء الخلق، ‌و‌ اقتراف الخطيئه، ‌و‌ سعيا الى التوبه الماحيه ‌و‌ الطريق المحموده. العوره بحسب اللغه كل‌ ما‌ يستحيى الانسان من‌ اطلاع غيره عليه. ‌و‌ الدخيله: العيب. يقال: فيه دخل ‌و‌ دخل، اى: عيب. ‌و‌ شى ء مدخول ‌و‌ طعام مدخول. ‌و‌ نخله مدخوله: عفنه الجوف. ‌و‌ قد دخلت سلعتك: عيبت. قاله فى الاساس. ‌و‌ فى نسخه الشيخ الكفعمى مكان «اقتراف الخطيئه»، «انتياه الخطيئه» افتعال من‌ النوه. يقال: ناهت نفسى، اى قويت. وناه النبات: ارتفع. ‌و‌ ناهت الهامه، اذا رفعت راسها. يعنى: پس‌ بگردان آنچه پوشانيدى از‌ امورى كه‌ شرم مى آيد ما‌ را‌ از‌ مطلع شدن مردم بر‌ ‌آن ‌و‌ پنهان ساختى از‌ معايب مخفيه، پند دهنده ما‌ را‌ ‌و‌ منع كننده ما‌ را‌ از‌ بدى خلق ‌و‌ اكتساب نمودن گناهان- يا: بلند كردن گناهان، ‌و‌ اين كنايه است از‌ ارتكاب آن- ‌و‌ ساعى ‌و‌ شتابنده ‌ى‌ ما‌ را‌ به‌ توبه كه‌ زايل سازنده ‌و‌ محو كننده ‌ى‌ گناهان است. ‌و‌ در‌ بعضى نسخ به‌ جاى «ماحيه»، «ناجيه» روايت شده- به‌ نون ‌و‌ جيم- يعنى: به‌ توبه اى كه‌ رهاننده است از‌ عقوبات ‌و‌ ساعى است به‌ راه پسنديده.
و قرب الوقت فيه. ‌و‌ نزديك گردان وقت ‌و‌ زمان را‌ در‌ اين سعى ‌و‌ شتافتن به‌ توبه.
و در‌ بعضى نسخ به‌ جاى «قرب» به‌ صيغه ‌ى‌ امر از‌ باب تفعيل «قرب» روايت شده- به‌ ضم قاف ‌و‌ سكون را- كه‌ نقيض بعد بوده باشد. يعنى: نزديك شدن وقت در‌ اين سعى. «و لا‌ تسمنا الغفله عنك. انا اليك راغبون، ‌و‌ من‌ الذنوب تائبون». «تسمنا» در‌ اين مقام نيز به‌ ضم سين ‌و‌ كسر ‌آن روايت شده، چنانچه در‌ دعاى سابق تصحيح نموده شد. اى: لا‌ تولنا الغفله. او: لا‌ تجعل الغفله عنك سمه ‌و‌ علامه لنا. يعنى: ما‌ را‌ غافل مگردان از‌ خود. يا: ما‌ را‌ موسوم ‌و‌ معلم به‌ غفلت مگردان از‌ خود. زيرا كه‌ ما‌ به‌ تو‌ رغبت كنندگانيم ‌و‌ از‌ گناهان توبه كنندگانيم.
«و صل على خيرتك اللهم من‌ خلقك، محمد ‌و‌ عترته الصفوه من‌ بريتك الطاهرين. ‌و‌ اجعلنا لهم سامعين ‌و‌ مطيعين كما امرت». ايراد لفظه «اللهم فى البين للتبرك». «الصفوه» مثلثه الصاد مروى فى هذا المقام. ‌و‌ صفوه الشى ء: خالصته. فى اكثر النسخ «مطيعين» بلا واو العاطفه ‌و‌ فى نسخه ابن ادريس بالواو العاطفه. يعنى: رحمت كن بر‌ برگزيده ‌ى‌ خود- اى خداوند من- از‌ خلقان خود ‌و‌ خويشاوندان او‌ كه‌ خاصه ‌و‌ خلاصه ‌ى‌ مخلوقات تواند ‌و‌ پاكند از‌ گناهان صغيره ‌و‌ كبيره. ‌و‌ بگردان ما‌ را‌ اوامر ‌و‌ نواهيى كه‌ ايشان مبلغ آنند گوش كنندگان ‌و‌ فرمانبردار- چنانچه فرموده اى- در‌ تنزيل آسمانى كه: (اطيعوا الله ‌و‌ اطيعوا الرسول ‌و‌ اولى الامر منكم).

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه


ادامه مطلب
2017-07-10 |

 

 

اعمال مشترك شبهاى قدر:

 

اعمال شب بيست و يكم ماه مبارك رمضان

 

شب قدر همان شبى است كه در تمام سال شبى به خوبى و فضيلت آن نمى رسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدير امور سال مى شود و ملائكه و روح كه اعظم ملائكه است در آن شب به اذن پروردگار به زمين نازل مى شوند و به خدمت امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف مشرّف مى شوند و آنچه براى هركس مقدّر شده است بر امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف عرض مى كنند و اعمال شبهاى قدر بر دو نوع است :

 

 

يكى آنكه در هر سه شب بايد انجام داد و ديگر آنكه مخصوص است به هر شبى امّا اوّل پس آن چند چيز است:

 

اوّل غسل است علاّمه مجلسى فرموده كه غسل اين شبها را مقارن غروب آفتاب كردن بهتر است كه نماز شام را باغسل بكند دوّم دو ركعت نماز است در هر ركعت بعد از حمد هفت مرتبه توحيد بخواند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَاَتُوبُ اِلَيْهِ بگويد در روايت نبوى صلى الله عليه وآله است كه از جاى خود برنخيزد تا حقّ تعالى او را و پدر و مادرش را بيامرزد «الخبر» سيّم قرآن مجيد را بگشايد و بگذارد در مقابل خود و بگويد:

 

 

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِكِتابِكَ الْمُنْزَلِ وَما فيهِ، وَفيهِ اسْمُكَ الْأَكْبَرُ،


خدايا از تو خواهم به حق كتاب فرستاده شده ات و آنچه در آنست كه در آن است نام بزرگت

 

وَاَسْمآؤُكَ الْحُسْنى ، وَما يُخافُ وَيُرْجى اَنْ تَجْعَلَنى مِنْ عُتَقآئِكَ مِنَ النَّارِ،


و نامهاى نيكويت و آنچه بدانها ترس و اميد شود كه قرارم دهى از زمره آزاد شدگانت از دوزخ

 

 

پس هر حاجت كه دارد بخواهدچهارم آنكه مُصحَف شريف رابگيرد وبر سر بگذارد وبگويد:

 

اَللّهُمَّ بِحَقِ هذَا الْقُرْآنِ،وَبِحَقِّ مَنْ اَرْسَلْتَهُ بِهِ، وَبِحَقِّ كُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فيهِ، وَبِحَقِّكَ


خدايا به حق اين قرآن و به حق آنكس كه او را بدان فرستادى و به حق هر مؤمنى كه در اين قرآن مدحش كرده اى و به حقى كه

 

عَلَيْهِمْ فَلا اَحَدَ اَعْرَفُ بِحَقِّكَ مِنْكَ


تو بر ايشان دارى زيرا كسى نيست كه حق تو را بهتر از خودت بشناسد

 

پس ده مرتبه بگويد بِكَ يا اَللَّهُ و ده مرتبه بِمُحَمَّدٍ و ده مرتبه بِعَلىٍّ و ده مرتبه بِفاطِمَةَ و ده مرتبه بِالْحَسَنِ و ده مرتبه بِالْحُسَيْنِ

 

و ده مرتبه بِعَلِىّ بْنِ الْحُسَيْنِ و ده مرتبه بُمَحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ و ده مرتبه بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ و ده مرتبه بِمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ و ده مرتبه بِعَلِىِّ بْنِ مُوسى و ده مرتبه بِمُحَمَّدِبْنِ عَلِىٍّ و ده مرتبه بِعَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ و ده مرتبه بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍ و ده مرتبه بِالْحُجَّةِ

 

پس هر حاجت كه دارى طلب كن پنجم زيارت كند امام حسين عليه السلام را. در خبر است كه چون شب قدر مى شود منادى از آسمان هفتم ندا مى كند از بُطنان عرش كه حقّ تعالى آمرزيده هر كه را كه به زيارت قبر حُسين عليه السلام آمده ششم احيا بدارد اين شبها را همانا روايت شده هركه احيا كند شب قدرراگناهان اوآمرزيده شود هرچند به عدد ستارگان آسمان و سنگينى كوهها وكيل درياها باشد هفتم صد ركعت نماز كند كه فضيلت بسيار دارد و افضل آنست كه در هر ركعت بعد از حمد ده مرتبه توحيد بخواند هشتم بخواند:

 

اَللَّهُمَّ اِنّى اَمْسَيْتُ لَكَ عَبْداً داخِراً، لا اَمْلِكُ لِنَفْسى نَفْعاً وَلا ضَرّاً، وَلا

 

خدايا من شام كردم در حالى كه بنده خوارى هستم كه مالك سود و زيانى براى خويش نيستم و نتوانم

 

اَصْرِفُ عَنْها سُوءاً، اَشْهَدُ بِذلِكَ عَلى نَفْسى ، وَاَعْتَرِفُ لَكَ بِضَعْفِ

 

از خويشتن پيش آمد ناگوارى را بازگردانم و اين مطلبى است كه من آن را بر خويش گواهى دهم و به ناتوانى

 

قُوَّتى ، وَقِلَّةِ حيلَتى ، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَاَنْجِزْ لى ما

 

خود و بيچارگيم در برابرت اعتراف دارم پس درود فرست بر محمد و آل محمد و وفا كن برايم بدانچه

 

وَعَدْتَنى ، وَجَميعَ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ مِنَ الْمَغْفِرَةِ فى هذِهِ اللَّيْلَةِ،

 

بر من و همه مؤمنين و مؤمنات وعده فرمودى از آمرزش در اين شب

 

وَاَتْمِمْ عَلَىَّ ما اتَيْتَنى فَاِنّى عَبْدُكَ الْمِسْكينُ الْمُسْتَكينُ، الضَّعيفُ

 

و تمام كن بر من آنچه را به من دادى زيرا كه من بنده بينواى مستمند ناتوان تهيدست

 

الْفَقيرُ الْمَهينُ، اَللّهُمَّ لا تَجْعَلْنى ناسِياً لِذِكْرِكَ فيما اَوْلَيْتَنى ، وَلا [غافِلاً]

 

خوار توام خدايا قرار مده مرا فراموشكار از ياد خويش در آنچه به من انعام فرمودى و نه غافل از

 

لِإِحْسانِكَ فيما اَعْطَيْتَنى ، وَلا ايِساً مِنْ اِجابَتِكَ، وَاِنْ اَبْطَاَتْ عَنّى ،

 

احسانت در آنچه به من عطا كردى و قرارم مده نااميد از اجابت خويش و اگرچه ديرزمانى طول كشد

 

فى سَرَّآءَ اَوْ ضَرَّآءَ، اَوْ شِدَّةٍ اَوْ رَخآءٍ، اَوْ عافِيَةٍ اَوْ بَلاءٍ، اَوْ بُؤْسٍ اَوْ

 

چه در خوشى و چه در سختى در دشوارى يا در آسايش در تندرستى يا گرفتارى در تنگدستى يا

 

نَعْمآءَ، اِنَّكَ سَميعُ الدُّعآءِ *

 

در نعمت براستى تو شنواى دعايى

 

و اين دعا را كفعمى از امام زين العابدين عليه السلام روايت كرده كه در اين شبها مى خوانده در حال قيام و قعود و ركوع و سجود و علاّمه مجلسى(ره) فرموده كه بهترين اعمال در اين شبها طلب آمرزش و دعا از براى مطالب دنيا و آخرت خود و پدر و مادر و خويشان خود و برادران مؤمن زنده و مرده ايشان است و اَذْكار و صلوات بر محمد و آل محمدعليهم السلام آنچه مقدور شود و در بعضى از روايات وارد شده است كه دعاء جوشن كبير را در اين سه شب بخوانند فقير گويد كه دعاء جوشن در سابِقْ گذشت و روايت شده كه خدمت حضرت رسول صلى الله عليه وآله عرض شد كه اگر من درك كنم شب قدر را چه از خداوند خود بخواهم فرمود عافيت را.

 

 

اعمال شب بيست و يكم


كفعمى از سيد بن باقى نقل كرده كه در شب بيست و يكم مى خوانى:

 

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَاقْسِمْ لى حِلْماً يَسُدُّ عَنّى بابَ الْجَهْلِ، وَهُدىً

 

خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد و چنان بردباريى بهره ام كن كه ببندد بر من دَرِ نادانى را و هدايتى

 

تَمُنُّ بِهِ عَلَىَّ مِنْ كُلِّ ضَلالَةٍ، وَغِنىً تَسُدُّ بِهِ عَنّى بابَ كُلِّ فَقْرٍ، وَقُ       وَّةً

 

به من ده كه بر من منت نهد از رهانيدن از هر گمراهى و بى نيازيى به من بده كه درهاى انواع فقر را به تمامى بر من ببندد و نيرويى

 

تَرُدُّ بِها عَنّى كُلَّ ضَعْفٍ، وَعِزّاً تُكْرِمُنى بِهِ عَنْ كُلِّ ذُلٍّ وَرِفْعَةً

 

به من ده كه هرگونه سستى را از من بازگرداند و عزتى كه از هر خوارى مرا گرامى دارى و رفعت مقامى كه بدان وسيله مرا

 

تَرْفَعُنى بِها عَنْ كُلِّ ضَعَةٍ، وَاَمْناً تَرُدُّ بِهِ عَنّى كُلَّ خَوْفٍ، وَعافِيَةً

 

از هر پستى بلند كنى و امنيتى كه بوسيله آن هر ترسى را از من دور كنى و تندرستى كه بدان وسيله مرا از

 

تَسْتُرُنى بِها عَنْ كُلِّ بَلاءٍ، وَعِلْماً تَفْتَحُ لى بِهِ كُلَّ يَقينٍ، وَيَقيناً تُذْهِبُ

 

هر بلايى بپوشانى و دانشى كه به آن هر يقينى را بر من مفتوح گردانى و يقينى كه بدان وسيله

 

بِهِ عَنّى كُلَّ شَكٍّ، وَدُعآءً تَبْسُطُ لى بِهِ الْإِجابَةَ فى هذِهِ اللَّيْلَةِ، وَفى

 

هر شك و ترديدى را از من دور سازى و دعائى كه اجابتش را بر من بگسترانى در همين امشب و در

 

هذِهِ السَّاعَةِ السَّاعَةِ السَّاعَةِ السَّاعَةِ يا كَريمُ وَخَوْفاً تَنْشُرُ لى بِهِ

 

همين ساعت ... ... ... ... اى بزرگوار و ترسى به من بده كه

 

كُلَّ رَحْمَةٍ، وَعِصْمَةً تَحُولُ بِها بَيْنى وَبَيْنَ الذُّنُوبِ، حَتّى اُفْلِحَ بِها

 

هر رحمتى را بدان وسيله بر من بگسترانى و مرا چنان خودنگهدار كن كه همان حالت ميان من و گناهان حائل شود

 

عِنْدَ الْمَعْصُومينَ عِنْدَكَ، بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ.

 

و بدان وسيله در پيشگاه معصومين (و خود نگهداران) درگاهت رستگار باشم اى مهربانترين مهربانان.

 

و روايت شده كه در شب بيست و يكم حمّاد بن عثمان بر حضرت صادق عليه السلام وارد شد حضرت سؤال كرد كه غسل كرده اى عرض كرد بلى فدايت شوم پس حضرت حصيرى طلبيد و حمّاد را نزديك خود طلبيد و مشغول نماز شد و پيوسته آن حضرت نماز خواند و حمّاد نيز خود را به آن حضرت چسبانيده بود و نماز مى خواند تا از نمازهاى خويش فارغ شدند پس آن حضرت دعا كرد و حمّاد آمين گفت تا صبح طلوع كرد آن جناب اذان و اقامه گفت و بعض از غِلْمان خود را طلبيد و پيش ايستاد و نماز صبح خواند در ركعت اوّل حمد و قدر و در دويّم حمد و توحيد خواند و بعد از نماز مشغول به تسبيح و تحميد و تقديس و ثناى بر خدا و صلوات بر پيغمبرصلى الله عليه وآله و دعا براى مؤمنين و مؤمنات و مسلمين و مسلمات شد پس سر به سجده نهاد و مقدار يك ساعت بجز نفس چيزى از آن جناب شنيده نشد پس از آن اين دعا را خواند لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَالْاَبْصارِ تا آخر دعا كه در اقبالست و شيخ كلينى روايت كرده كه حضرت باقرعليه السلام در شب بيست و يكم و بيست و سيّم دعا مى خواند تا نيمه شب و بعد از آن شروع مى نمود به نماز خواندن و بدانكه در هر شب از شبهاى اين دهه غسل مستحب است و روايت شده كه حضرت رسول صلى الله عليه وآله در هر شب اين دهه غسل مى كرد و اعتكاف در اين دهه مستحب است و فضيلت بسيار دارد و افضل اوقات اعتكاف است و روايت شده كه مقابل دو حجّ و دو عمره است:

 

 

وَكانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ: اِذا كانَ الْعَشْرُ الْأَواخِرَ، اعْتَكَفَ فِى الْمَسْجِدِ، وَضُرِبَتْ لَهُ قُبَّةٌ مِنْ شَعْرٍ، وَشَمَّرَ الْميزَرَ، وَطَوى فِراشَهُ.

 

رسم رسول خدا صلى اللّه عليه و آله چنان بود كه چون دهه آخر ماه رمضان مى شد در مسجد معتكف مى شد و چادرى موئين برايش مى زدند و كمر را محكم مى بست و بستر خواب را جمع مى كرد.

 

و بدانكه در اين شب در سنه چهلم واقع شد شهادت مولاى ما حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و در اين شب تجديد مى شود احزان آل محمّد عليهم السلام و اشياع ايشان و روايت شده كه در آن شب مانند شب شهادت امام حسين عليه السلام برداشته نشد سنگى از روى زمين مگر آنكه در زير آن خون تازه بود شيخ مفيد فرموده كه در اين شب صلوات بسيار بفرستد و سعى و كوشش كند در نفرين بر ظالمان آل محمدعليهم السلام و لعن بر قاتل اميرالمؤمنين عليه السلام روز بيست و يكم روز قتل حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و مناسبست زيارت آن جناب و كلمات حضرت خضرعليه السلام كه به منزله زيارت آن حضرتست در اين روز.




ادامه مطلب
2017-07-08 |

ترجمه فارسی نهج البلاغه به معاويه
از نامه‏هاي آن حضرت عليه‏السلام است به معاويه (که آن را به وسيله جرير ابن عبدالله جبلي به شام فرستاده، در آن صحت و درستي خلافت خود را اثبات و بيزاريش را از کشتن عثمان اظهار فرموده): کساني که با ابوبکر و عمر عثمان بيعت کردند (آنها را به خلافت گماشتند) به همان طريق با من بيعت کرده عهد و پيمان بستند (زمام امور را به دست من دادند) پس (به عقيده شما که خلافت از جانب خدا و رسول تعيين نشده بلکه به اجماع امت برقرار مي‏گردد، و مردم اجماع کرده ابوبکر و عمر و عثمان را خليفه قرار دادند، همان اشخاص مرا براي خلافت تعيين نمودند، بنابراين) آن را که حاضر بوده مانند طلحه و زبير نمي‏رسد که جز او را اختيار کند، و آن را که حاضر نبوده مانند تو نمي‏رسد که آن را نپذيرد، و مشورت (در امر خلافت به عقيده شما) حق مهاجرين (کساني که از مکه به مدينه آمده و به پيغمبر اکرم پيوستند) و انصار (آنانکه در مدينه به آن حضرت ايمان آورده ياريش نمودند) مي‏باشد، و چون ايشان گرد آمده مردي را خليفه و پيشوا ناميدند و رضاء و خشنودي خدا در اين کار است، و اگر کسي به سبب عيب‏جوئي (از خليفه مانند نسبت دادن معاويه کشتن عثمان را به او) يا بر اثر ب
دعتي (وارد ساختن آنچه در دين روا نيست مانند نقض عهد و پيمان‏شکني طلحه و زبير و پيروانشان) از فرمان ايشان (کاريکه آنان انجام داده‏اند) سر پيچيد او را به اطاعت وادار نمايند، و اگر (پند و اندرز سودي نبخشيد، و) فرمان آنها را نپذيرفت (به عقيده شما) با او مي‏جنگند به جهت آنکه غير راه مومنين را پيروي نموده، و خداوند او را واگذارد به آنچه که به آن روآورده است. و به جان خودم سوگند اي معاويه اگر به عقل خود بنگري (تامل و انديشه نمائي) و از خواهش نفس چشم بپوشي (بيجا سخن نگفته نخواهي کشتن عثمان را بهانه پيمان نبستنت با من قرار دهي) مي‏يابي مرا که از خون عثمان (کشته شدن او) بيزارترين مردم بودم، و ميداني که من از آن دوري کرده گوشه‏گيري اختيار نمودم مگر آنکه (پيروي هواي نفس نموده) بهتان زده کشته شدن او را به من نسبت دهي، پنهان کني آنچه را که بر تو آشکار مي‏باشد، و درود بر آنکه شايسته درود است. متن عربی نهج البلاغه ( وَ مِنْ کِتابٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ ) إِلى ‏مُعاوِيَةَ: إِنَّهُ بايَعَنِى الْقَوْمُ الَّذِينَ بايَعُوا ‏أَبابَکْرٍ وَ ‏عُمَرَ وَ ‏عُثْمانَ‏ عَلى ما بايَعُوهُمْ عَلَيْهِ، فَلَمْ يَکُنْ للِشَّاهِدِ أَنْ يَخْتارَ، وَ لا لِلْغائِبِ أَنْ يَرُدَّ، وَ إِنَّماَ الشُّورى لِلْمُهاجِرِينَ وَ الْأَنْصارِ، فَإِنِ اجْتَمَعُوا عَلى رَجُلٍ وَ سَمَّوهُ إماماً کانَ ذلِکَ لِلَّهِ رِضىً، فَإِنْ خَرَجَ عَنْ أَمْرِهِمْ خارِجٌ بِطَعْنٍ أَوْ بِدْعَةٍ رَدُّوهُ إِلى ما خَرَجَ مِنْهُ، فَإِنْ أَبى قاتَلُوهُ عَلَى اتِّباعِهِ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنينَ، وَ وَلّاهُ اللَّهُ ما تَوَلّى. وَ لَعَمرِى يا ‏مُعاوِيَةُ لَئِنْ نَظَرْتَ بِعَقْلِکَ دُونَ هَواکَ لَتَجِدَنِّى أَبْرَأَ النَّاسِ مِنْ دَمِ ‏عُثْمانَ‏، وَ لَتَعْلَمَنَّ أَنِّى کُنتُ فِى عُزْلَةٍ عَنْهُ إِلَّا أَنْ ‏تَتَجَنّى، ‏فَتَجَنّ‏ ما بَدا لَکَ، وَ السَّلامُ.


ادامه مطلب
2017-07-05 |

ترجمه فارسی نهج البلاغه عبور از کشته شدگان جمل
چون به طلحه و عبدالرحمن بن عتاب ابن اسيد که در نبرد جمل کشته افتاده بودند، گذشت ابومحمد در اينجا غريب مانده است. به خدا خوش نداشتم قريش کشته زير تابش ستارگان افتاده باشند. کين خود را از بني‏عبد مناف گرفتم، و سر کردگان بني‏جمح از دستم گريختند آنان براي کاري که درخور آن نبودند گردن افراشتند. ناچار گردنهاشان شکسته، دست باز داشتند. متن عربی نهج البلاغه ( وَ مِنْ کَلامٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ ) لَمَّا مَرَّ ‏بِطَلْحَةَ وَ ‏عَبْدِ ‏الرَّحْمنِ‏ ‏بْنَ‏ ‏عَتَّابِ‏ ‏بْنِ‏ ‏أَسِيدٍ وَ هُما قَتِيلانِ يَوْمَ الْجَمَلِ: لَقَدْ أَصْبَحَ ‏أَبُومُحَمَّدٍ بِهذَا الْمَکانِ غَرِيباً، أَما وَ اللَّهِ لَقَدْ کُنْتُ أَکْرَهُ أَنْ تَکُونَ قُرَيْشٌ قَتْلى تَحْتَ بُطُونِ الْکَواکِبِ، أَدْرَکْتُ ‏وَتْرِى‏ مِنْ بَنِى عَبْدِ مَنافٍ، وَ أَفْلَتَنِى ‏أَعْيانُ‏ بَنِى جُمَحَ، لَقَدْ ‏أَتْلَعُوا أَعْناقَهُمْ إِلى أَمْرٍ لَمْ يَکُونُوا أَهْلَهُ ‏فَوُقِصُوا دُونَهُ.


ادامه مطلب
2017-07-03 |
آخرین اخبار
11 منطقه دیگر در سوریه به عملیات آشتی پیوستند
لوگوی پیراهن های تیم ملی جوانان هم پنهان شد!
نام سید جلال در کنار رونالدو، اینیستا،پوگبا و لواندوفسکی!
بحران اقتصادی چیست؟؟
اعلام اسامی محرومان هفته هشتم
شهرداری تهران آماده همکاری با کانون پرورش فکری است
شهاب حسینی به آمریکا مهاجرت می کند؟
رپورتاژ
فال حافظ
فروش جوجه بوقلمون - اردک - مرغ بومی - شترمرغ
انجام پایان نامه ارشد
معرفی تورهای ارزان شهرهای آنتالیا استانبول و اروپا روسیه
نکاتی در باره کامل بودن تجهیزات تالار عروسی
بلیط های چارتری ارزان قیمت
بهترین روش انتخاب آتلیه عروس
طراحی سایت اصفهان |طراحی سایت حرفه ای | سئو تضمینی سایت
معرفی جاذبه های گردشگری گلستان شهرکرد و تور نوروز ۹۶ قشم کیش مشهد
درباره اتوبار گلها تهران
بازی اندروید
هدایای تبلیغاتی
دانلود آهنگ جدید
مدل لباس عروس
چگونگی افزایش زیبایی با جراحی زیبایی
راهکار های یافتن بهترین جراح پلاستیک
همه چیز در مورد جراحی بینی
مطالب لادین
بهترین مطالب در سایت تفریحی دلبرانه
فست سئو یعنی استراتژی، نظم و صبر

لینک های مفید
برنامه تمرینی بدنسازی | آموزش مجازی | بیوگرافی ۹۸ | تجهیزات تالار |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ