|
در شماره 59 فصل نامه کوه، خانم لیلا اسفندیاری سرپرست تیم نانگا در مطلبی تحت عنوان «جوابیه تیم جستجوی گروه قاجر» به رد نتیجه تحقیقات این تیم پرداخته است. نویسنده در این نوشته تمام تلاش خود را بکار برده تا با بازی با کلمات و بیان موضوعات نخ نما شده به زعم خود ، سرپرستی و تیم نانگا را از فشار افکار عمومی برهاند و در این میان از وارد کردن اتهاماتی به شکل غیرمستقیم و مستقیم به خانواده نعمتی و گروه قاجر نیز اباء نداشته است. لذا با وصف ناخرسندی از این وضعیت که آنها چیزی بگویند وما جواب دهیم و یا بالعکس ، در راستای جلوگیری از فراموشی حقیقت و سیاه نمایی، ذکر چند نکته را در ادامه مطالب قبلی لازم می دانیم.
- همزمان با بازگشت تیم نانگا این امیدواری وجود داشت که اعضای تیم شرح قابل قبولی ، در خصوص علت بروز حادثه ارائه دهند که در عمل تنها پاره ای اظهارات متناقض را شاهد بودیم ، در نتیجه خانواده سامان وگروه قاجر با توجه به اظهارات ضد ونقیض خواستارآن شدند که این حادثه از سوی مجامع رسمی از جمله فدراسیون کوهنوردی مورد بررسی قرار گیرد، تا با مشخص شدن عوامل موثر در بروز حادثه درکنار ارزش گذاشتن به این عزیزان از دست رفته فرصت اصلاح وارتقاء در کوهنوردی ایران فراهم آید. اما متاسفانه با وجود سپری شدن 23 ماه هنوز قدمی در این خصوص برداشته نشده است. پیام این بی توجهی جزء این نمی تواند باشد که ارزش جان انسانها در پیچ وخم این تشکیلات به پایین ترین درجه ممکن تنزل یافته است واین تصور ایجاد می شود که گویا بده بستان ومصلحت اندیشی خود محورانه بر روح وساختار این سازمانها حاکم شده است ، که تنها نتیجه این رویه ، ویرانگری در جامعه کوهنوردی است.
-خانم سرپرست تیم نانگا و همفکرانشان نباید از یاد ببرند که موج تناقض گویی آنها بود که باعث شد خانواده نعمتی و گروه قاجر نه تنها به آنها بی اعتماد شوند، بلکه مجبور شدند برای رسیدن به حقیقت ماجرا به پاکستان بروند. موضوع تناقض گویی تیم نانگا یک توهم یا موضوع غیر واقعی نیست ،با مراجعه به اظهار نظرهای متفاوتی که از بدو بازگشت تیم نانگا به ایران داشتند بخوبی نمایان می شود.
- در این جوابیه خانم اسفندیاری تنها به استناد اظهارنظر سهند عقدایی ( یکی از اعضاء تیم نانگا )مبنی بر چندین تماس تلفنی با میرغنی در زمان حضور تیم جستجو در پاکستان و ایمیل کریس وارنر و چند مطلب حاشیه ای دیگر ، به رد نتایج تیم جستجو که در شماره 57 فصل نامه کوه بچاپ رسید پرداخته است. در حالیکه مستندات این تیم (جستجوی گروه قاجر) در قالب دهها حلقه فیلم مشتمل بر مصاحبه با میرغنی ، خلبانان، های پورترها، ... می باشد وتمام مطالب نوشته شده از سوی خانواده سامان و گروه قاجر بر اساس مستندات قابل ارائه بوده است.همانگونه که عنوان شده این آمادگی وجود داشته ودارد که فیلم ها و مستندات تیم جستجوی قاجر در هر جلسه کارشناسی و تخصصی جهت بررسی و تجزیه وتحلیل ارائه شود. تا صحت وسقم آنها سنجیده شود تا مشخص شود که اینها تحلیل خانواده نعمتی یا گزارشات واهی و غیرواقعی نیست که شما ادعای آن را دارید. بلکه اینها اسناد زنده ای هستند که نشان می دهند که واقعیت چیزی غیر از آن است که اعضاء تیم نانگا عنوان می کنند.
- خانواده نعمتی بااعضاء تیم نانگا هیچگونه دشمنی نداشته و ندارند و نیازی هم به خلق دشمن ندارند، تنها و تنها در پی جستجوی حقیقت هستند که اگر دیگر سامان نیست حداقل با کسب تجربه از این حادثه تلخ در مسیر کاهش حوادث تلخ گامی برداشته شود.
- رسیدن یانرسیدن تیم نانگا به قله تغییری در اصل موضوع نمی دهد و نباید از یاد برد که این فدراسیون کوهنوردی بود که در خصوص فتح قله نانگا تردید جدی ایجاد کرد و در هنگام حضور تیم جستجوی قاجر در نانگاپاربات کوهنوردان خارجی و فاتح این قله نیز تایید کردند که عکس و فیلم ارائه شده از سوی تیم نانگا به قله تعلق ندارد . این موضوع ازآن نظر حائز اهمیت است که تیم نانگا و حامیانشان سعی داشتند با بزرگ نمایی فتح قله و قهرمان سازی ! حادثه ناپدید شدن سامان و موارد اتفاق افتاده را محو کنند .
شیوه مرسوم تیم نانگا این بوده است که با استفاده از رسانه ها وسایت ها در هرفرصتی با بازی با کلمات ، خود را از هر گونه اشتباه ،تقصیر و ... تبرئه کرده و دیگران را برای قدرناشناسی در مقابل قهرمانان! ، نامهربانی، دشمنی ، تحلیل های واهی و ... متهم می کنند. و جالب اینکه حتی مصاحبه و فیلم های تیم جستجو در نانگاپاربات با شاهدان و افراد مطلع و اظهارات کوهنوردان خارجی را به دلسوزی و ترحم به خانواده سامان نسبت می دهد . با این حساب بنظر خانم اسفندیاری همه این افراد تنها برای دلسوزی با خانواده نعمتی می گویند شماقله را فتح نکردید ، می گویند های پورترها گارکران مزرعه نبوده اند و چند قله را نیز فتح کرده اند ، می گویند هلی کوپتر قادر به پرواز تا ارتفاع مورد نظر بوده و..... . عجب دلسوزی های بزرگی !
این گونه مواجه شدن با حوادث از سوی افراد مختلف در شرایطی که شاهد بی تفاوتی مجامع رسمی کوهنوردی در قبال حوادث هستیم دور از انتظار نیست . در حالیکه فدراسیون کوهنوردی می تواند با ایجاد امکان تحلیل تخصصی این حادثه در قالب یک رخداد تلخ ورزشی به تمامی این مسایل در جهت رشد و بالندگی ورزش کوهنوردی ایران خاتمه دهد .
|