فقط کاربران عضو سايت ميتوانند پيغام کوتاه ارسال نمايند لطفا وارد سيستم شويد يا اينکه عضو شويد.
ایمیل سایت
شما می توانید با این ایمیل با سایت
گروه قاجر در تماس باشید:
ghajer_ghorveh@yahoo.com
دست نوشته هاي سامان - 5
4:8 شنبه :
بارش باران دیشب کف چادر را خیس کرده بود و بعد از خوردن صبحانه باران بند آمد و آفتاب شد ، چادر را ردیف کردم و کارهای روزمره تا بعد از نهار ، رئیس انبار مرکزی و معاون برنامه ریزی یکسری مواد خوراکی را آماده کردند برای حمل به کمپ 1 که با توجه به حمل مواد خوراکی روزهای قبل به کمپ 1 مایحتاج خوراکی برای صعود کامل میشد...
سلام بر همگی،بهترین تصمیم چیست؟ تصور کنید شما و تیمتان در آخرین بارگاه یک قله هیمالیایی هستید (و آخرین فرصت صعود قله را دارید). در روز حمله یکی از بهترین نفرات تیم شما خوب به نظر نمی رسد،و شما به وضوح علائم ارتفاع زدگی را در او می بینید. او اصرار دارد صعود کند. بهترین تصمیم چیست؟ آیا به او اجازه می دهید ادامه دهد؟هنوز 7-8 ساعت تا قله راه هست. آیا به او اجازه می دهید به تنهایی باز گردد؟
Hi every one
Imaging you and your team are on final camp on a Himalayan peak, (And it is your final chance to reach the summit).
On summit push one of your best team-mate looks not good, and you see clear sign of acute mountain sickness (AMS).
He persists to continue climbing. What is best decision?
Do you allow him to continue?there is still 7-8 hours to the top.
do you let him come back alone?
سوال مطرح شده توسط آقای علی پارسایی و پاسخ های کوهنوردان غربی (که به احتمال زیاد اغلب آنها انگلیسی هستند) که بسیار گویا هستند و نکات جالب و آموزنده فراوانی دارند.
بسيار جالب است كه در گزارش چند خطي آفيسر يك شركت 3 اشتباه كاملا واضح را در مقايسه با گزارش تيم و همچنين اشكالات زيادي نيز در حاشيه آن وجود دارد كه همه اينها بی اعتبار بودن اين گزارش ، شركت ATP و نوشتن گزارش کیلوئی و بی ارزشرا از جانب آفیسر نشان مي دهد ! كه مختصر به آنها اشاره مي كنيم :
ساعت 6:12 دقیقه از کمپ به سمت کمپ 1 با کوله هایی که چادر برای کمپ 2و3 و غذا و لباس برای شب مانی در هر دو کمپ به راه افتادیم حدود 4 ساعت طول کشید تا به کمپ 1 رسیدیم آفتاب خیلی تندی بود طبق معمول حدود ساعت 11:30 بارش برف شروع شد . که ما در این حین مشغول ردیف کردن چادرها بودیم احسان ، حسین ، ممد در پایین از چادر انبار و محل چادر من و سهند زودتر آماده شد من و کاظم جای چادر را میکندیم که بچه ها همگی آمدند کمک تا چادر را بر پا کردیم...