فقط کاربران عضو سايت ميتوانند پيغام کوتاه ارسال نمايند لطفا وارد سيستم شويد يا اينکه عضو شويد.
ایمیل سایت
شما می توانید با این ایمیل با سایت
گروه قاجر در تماس باشید:
ghajer_ghorveh@yahoo.com
دست نوشته های سامان - 1
ساعت6:30 صبح قبل از اسلام آباد که باران شدید هم در حال بارش بود سوار ماشین مینی بوس شدیم و به سمت چيلاس که مسیر 100% کوهستانی و گردنه که سراسر پوشیده از جنگل بود و میتوان گفت جنگلی ، در مسیر به ترافیک ماشین برخوردیم به صورتی که مسیر کاملاً بسته شدو وقتی از ماشین پیاده شدیم متوجه شدیم که جاده بدلیل افتادن تیر برق و ریزش دیوارۀ جاده کاملاً مسدود شده بود ...
... به این ترتیب در بدترین حالت سرپرست و مسئول فنی تیم با وقوف به حال نامساعد سامان و خطری که متوجه او جهت بازگشت انفرادی بوده است ترجیح داده اند صعود خود را فدای بازگرداندن او نکنند. و در بهترین حالت سرپرست و مسئول فنی گروه فرض کرده اند که سامان به سلامت می تواند به بارگاه بازگردد و تصمیم نامعقولی نگیرد. در این صورت عدم بازگشت سامان به سادگی نشان می دهد که آنها در تشخیص خود کاملا اشتباه کرده اند ...
... اما در این حادثه تنها موضوع خطای انسانی دیده نمی شود . بلکه مسئله بسیار فراتر است . در این واقعه موضوع بی ارزش شدن اصول کوهنوردی که مایه مباهات دوستداران این رشته می باشد مطرح است عشقبه فتح قله و ایستادن برآن و غرق در شهرت و افتخار که تا بیشتر مصداق عینی سایر رشته های ورزشی بوده امروز دامنگیر کوهنوردی شده است...
شنبه مورخ 12/5/87 ساعت 23 اعضای تیم وارد ایران شدند، فرودگاه مملو از جمعیتی بود که هر یک در انتظار دیدار عزیز خود لحظه شماری می کردند، ما نیز یعنی اعضای گروه کوهنوردی قاجر در آنجا بودیم.
- بودیم تا شاید حضورمان اشاره ای باشد هر چند مختصر و کوچک به منش و همیت بزرگ سامان این دوست و همنورد عزیز و همیشه جاوید گروه با همتی به بلندای مرتفع ترین قله ی جهان و عزمی به سرسختی سخت ترین آنها.
- بودیم زیرا که خوب می دانستیم، خواسته سامان بر این است تا در آغوش کشیم این افتخار ملی را و نیز غرق در شادباش و تبریک نماییم همنوردان او را.
- بودیم تا با اشکهایمان بدرقه کنیم تصویر سامان را به این امید که روزی به استقبال او خواهیم آمد و این بار با لبانی خندان و چشمهایی پر ز اشک.
- و بالاخره بودیم به امید یافتن پاسخی از دلیل تنهایی سامان عزیزمان.
و حکایتی از داستان امداد رسانی باشگاه دماوند باشگاهی با
55 سال سابقه درخشان کوهنوردی
ساعت 10 صبح روز جمعه 28 تیر ماه بود که خانم
خلیلی مسئول روابط عمومی باشگاه دماوند با خانواده نعمتی تماس گرفت:" سامان دیروز ساعت 8 و 30 دقیقه از گروه
جدا شده تا به سمت قله حرکت کند"
.... به راستی سامان در آن لحظات به چه فکر می کرده آیا حتی
برای لحظه ای تصور کرده است که از این به بعد تنها خواهد بود، البته که خدا هست...